اما همزمان یک جانور دیگر، کوچ هزار کیلومتری خود را آغاز میکند تا زمستانش را در عمق آبهای یخ زده روسیه و قزاقستان در آن طرف خزر بگذراند. او به سرزمین های یخ زده سفر میکند تا بچه اش را زیر یخ های قطور در سواحل آن طرف خزر به دنیا بیاورد و دوباره برای زیست به سواحل ایران برگردد.
«فک خزری» یکی از ناشناخته ترین گونه های جانوری خزر است که بیشتر فصل بهار و تابستان و پاییز را در سواحل ایران میگذراند.
فک ها، بازماندگان تتیس
حضور فک(که تنها در اقیانوس ها زیست می کند) در دریاچه خزر، جای تعجب دارد و باعث پیدایش فرضیه هایی شده است. یکی از این فرضیه ها، مبدا حضور فک در دریای خزر را به زمانی میرساند که دریای خزر، بسیار بزرگتر از وضعیت کنونی خود بود و دریاهای سیاه، آزوف و مدیترانه را شامل میشد. این دریای بزرگ «تتیس» نام داشت. 250میلیون سال پیش، سه تکه بزرگ خشکی به هم نزدیک شدند و یک خشکی بزرگ به نام «پانجیا» را بوجود آوردند. پس از مدتی دریای بزرگ «تتیس»، این خشکی عظیم را به دو قسمت «اوراسیا» و «گندوانلند» تقسیم کرد. 120 میلیون سال پیش «اوراسیا» از هم شکافت و در نتیجه آن، جغرافیایی که امروزه «آمریکای شمالی» خوانده می شود، از جایی که امروزه «اروپا» خوانده میشود، جدا شد. «گنوانلند» نیز شکافته شد و در نتیجه آن سرزمین فعلی شبه قاره هند، به سمت جنوب آسیا حرکت کرد. در اثر این تغییرات زمین شناختی، دریای تتیس از اقیانوس ها جدا افتاد و دریاچه های بزرگی از جمله خزر را پدید آورد. فک های خزری، بازماندگان دوره تتیس هستند. فرضیههای دیگری هم وجود دارد؛ مثلا اینکه فکها از اقیانوس از طریق رود ولگا، وارد خزر شدهاند.
فک ها چه بازمانده دریای تتیس باشند و چه از راه ولگا وارد شده باشند، به هر حال متناسب با جغرافیایی که درآن محصور مانده اند، دگردیسی پیدا کرده و از همنوعان شان که در اقیانوس ها هستند، کوچکتر شده اند.
رادارهایی در سبیل
فک ها اساسا برای شنا در اقیانوس ها، طراحی شده اند. بدن بیضوی شکلشان هم به خاطر همین است که مانند ماهیها به راحتی در آب شنا کرده و غذایشان را شکار کنند. شکل بدن آنها باعث شده تا گردن از سر و بدن متمایز نباشد و حتی عرض سر از گردن کمتر باشد، برای همین فکها نمیتوانند سرشان را زیاد بچرخانند. این باعث میشود وقتی فکها به خشکی میآیند، همیشه رو به آب بخوابند تا به محض اینکه خطری احساس کردند، سریع وارد آب شوند.
پاهای عقب فک نمیتوانند به طرف جلو خم شوند، بنابراین فکها با قوز کردن و لولیدن بر روی زمین حرکت میکنند. فکها شناگرهای ماهری هستند آنها با حرکت پاهای عقبی به طرف جلو شنا میکنند. گاهی اوقات، به خصوص در حالت اسارت بر روی پشت شنا میکنند و یا به حالت عمودی در آب میایستند. هم در شب و هم در روز فعال هستند. در داخل آب قادرند به خوبی ببینند، بشنوند و با استفاده از سبیلهای بلندشان به ردیابی طعمههای خود حتی در آبهای کدر بپردازند.
124 تا 138 تار سبیل یک تا 4 سانتیمتری که فکها دو طرف لبشان دارند، جای دقیق طعمه را برایشان مشخص میکند. روی هر تار سبیل فک، 100 تار عصبی قرار دارد که کوچکترین تلاطم را حس میکند و مکان و فاصله دقیق طعمه را تا فاصله 5 تا 7 متری مشخص میکند، حتی تا نیم دقیقه بعد از عبور ماهی ها، فک می تواند طعمه اش را دنبال کند و با چهار دندان نیشش، آن را مهار کرده و با کمک ماهیچه لبها، زبان و دندانهای دیگرش، ببلعد.
ماهی های زیر دریا، مثل کیلکا، غذای اصلی فک های خزری را تشکیل میدهند. فراوانی کیلکاها، فک های خزری را در عمده فصول زندگی شان به سواحل ایران میکشاند.
زندگی بر اساس کوچ
با شروع بهار، کوچ بهاره فک ها از سواحل روسیه و قزاقستان به سوی سواحل ایران آغاز می شود. فک ها که فصل جفت گیری یا فصل زایمان را در آب های سرد نواحی شمالی خزر گذرانده اند، تابستان و بخشی از پائیز را در مناطق میانی و جنوبی خزرکه غذای فراوان تری دارد، به سر میبرد. جفتگیری و فصل زایمان فک ها از اواخر بهمن تا اواسط اسفند است و فک ها در این زمان که در نواحی شمالی دریای خزر به خصوص دهانه رودخانههای ولگا و اورال به سر میبرند یک کلونی کوچک از فکها نیز برای تولیدمثل به جزایر اطراف ترکمنستان میروند. فک هایی که جفت گیری کرده اند، سال بعد همین موقع، بچه هایشان را در همین سواحل یخزده به دنیا میآورند.
فک های ماده، قبل از زایمان سوراخهایی در یخ حفر میکنند و بچههای خود را که معمولاً یک تا دو تا است، در این سوراخها و یا در پناه قطعات یخ میزایند. بچهها در زمان تولد موهای بلند و سفیدی دارند که متمایل به زرد است. موهای سفید، بعد از سه هفته جای خود را به موهای خاکستری تیره میدهند. بچه فکها در زمان تولد حدود 70 سانتی متر طول و حدود 5 کیلو وزن دارند. فکهای ماده حدود 4 تا 5 هفته به بچه های خودشان شیر می دهند. شیر فک حدود 12 درصد چربی دارد، بنابراین یک بار شیر خوردن در روز کافی است. حدود یک ماه پس از زایمان جفتگیری دوباره فک ها شروع میشود. بعد از این فصل و با رسیدن بهار، کوچ دوباره فک ها به همراه بچه هایشان، به سواحل ایران آغاز میشود. فک ها دسته جمعی کوچ میکنند.
با رسیدن اردیبهشت و خرداد، فک ها در آبهای نزدیک به سواحل گیلان و مازندران، به ویژه در محدوده سواحل شرقی ایران از میانکاله گرفته تا بابلسر حضور دارند. ماهیگیران که در شناورها در نزدیکی سواحل به سر می برند، فک ها را معمولا به شکل جانورانی که سرشان را از آب بیرون آورده اند، مشاهده میکنند.
فک ها در خطر انقراض
ماهیگیران، فک ها را رقیب خودشان می دانند، حال آن که فک ها اصلا نمی توانند، ماهی های درشت را بخورند. با وجود این، هر سال، شمار زیادی فک در تورهای ماهیگیری گرفتار می شوند. در ایران، آگاهی بخشی به ماهیگیران باعث شده تا فک های گرفتارآمده، کشته نشوند اما در سوی دیگر خزر، هنوز بسیاری از فک ها به دست ماهیگیران کشته می شوند. کاهش جمعیت این گونه در 60 سال گذشته و استمرار تهدیداتی که فکها با آن مواجهند باعث شد تا در سال 2008 این پستاندار به عنوان گونه در معرض خطر انقراض در فهرست قرمز اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت قرار بگیرد. پیش از فروپاشی شوروی سابق، تعداد فک خزری نزدیک به یک میلیون قطعه بود اما در سرشماری سال ۲۰۰۸ معلوم شد که این تعداد به 100 هزار قطعه کاهش یافته است.
در زمانهای گذشته، تعداد زیادی از فکها هم برای استفاده از پوست و گوشتشان شکار میشدند. در آن سوی خزر در روسیه، درسالهایی کمی دورتر، فکهای خزری بسیار ارزشمند بودند، البته ارزشی که به قیمت جانشان تمام میشد؛ شکارچی ها سالانه دهها هزار فک را شکار می کردند تا پوست بسیار گرم و قیمتی شان را به فروش برسانند. از چربی بدن فک ها هم روغنی گرفته میشد که سوخت چراغ بود. حالا البته شکار فک در سرتاسر سواحل خزر ممنوع است.
شانهدار ژلهای (Mnemiopsis leidyi) هم مهمان ناخوانده ویرانگر دیگری است که دشمن فک ها به حساب می آید؛ جانوری که در اصل زیستگاهش دریای سیاه است، نه خزر. اما همراه آبِ توازنِ کشتیها(همان آبی که کشتیهای نفتکش هنگام برگشت برای حفظ تعادل به جای نفت، بار کشتیشان میکنند) وارد دریای خزر شده و چون اینجا دشمنی نداشته، خیلی زود تکثیر شده و حالا دیگر نه تنها برای فک؛ بلکه برای تمام دریای خزر یک بحران به حساب میآید. شانهدارهای مهاجم در دریای خزر از پلانکتونها تغذیه میکنند، پلانکتونهای موجود در دریای خزر تا ۹۰ درصد کاهش یافته است.
از آن جایی که پلانکتونها غذای اصلی ماهیهای کوچک کیلکا است، شمار کیلکاها در این دریا کاهش چشمگیری داشته است. ماهی کیلکا نیز به نوبه خود منبع تغذیه بسیاری از آبزیان این دریا از جمله ماهیان خاویاری و فک دریای خزر است. در نتیجه اختلال در زنجیره غذایی آبزیان دریای خزر، شمار انواع ماهیها و فکها تا ۱۰ برابر کاهش یافته است.



نظر شما